هر که دلارام دید ، از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص ، هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما ، عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی ، کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز ، چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام ، کیست که بر بام رفت
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت ، خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ، ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست ، باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان ، چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد ، هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق ، میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام ، عقل به ناکام رفت
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۰۹ساعت 2:0 توسط هبــــــــــوط |
![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: متین جعفرینژاد