خرید بک لینک
درد آدمی آن زمان اغاز می شود که محبت کردن را می گذارند پای احتیاج صداقت داشتن را می گذارند پای سادگی سکوت کردن را می گذارند پای نفهمی نگرانی را می گذارند پای تنهایی ، و ...   وفاداری   را پای بی کسی ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 دی 1397 ساعت: 8:30

چون آدم به پیری رسید و کار خود را به انجام رساند ، حق اوست که با مرگ ، به آرامی روبرو شود . او دیگر محتاج دیگران نیست . باید از کنار خانه اش گذشت ؛ نفسی کشید و با خود گفت : دیگر کسی در این خانه نیست ! . . . ( میگوئل سرانو ) نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ساعت 2:36 توسط هبــــــــــوطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 4:53

چون آدم به پیری رسید

و کار خود را به انجام رساند ،

حق اوست که با مرگ ،

به آرامی روبرو شود .

او دیگر محتاج دیگران نیست .

باید از کنار خانه اش گذشت ؛

نفسی کشید و با خود گفت :

دیگر کسی در این خانه نیست ! . . .

( میگوئل سرانو )

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 15:08

شاید "بودن" در گرو انتخاب ما نباشد ولیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 2:24

اگر بدانيد همه چيز در تغيير است،

به هيچ چيز دل نمي بنديد.

اگر از مرگ نهراسيد،

چيزي نيست كه نتوانيد به دست آريدش.


سعي در تسلط بر آينده

مانند اين است كه بخواهيد يك شبه، استاد نجّاري شويد !

وقتي ابزار نجّاري را در دست داريد،

ممكن است حتي دستتان را قطع كنيد !

تائو ت چینگ

برچسب: حکیمانه, نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 19:13

این روزها اینگونه ام ، ببین ! دستم چه کند پیش می رود ، انگار هر شعر باکره ای را سروده ام پایم چه خسته می کشدم گویی کت بسته از خم هر راه رفته ام تا زیر هر کجا حتی شنوده ام هر بار شیون تیر خلاص را ای دوست این روزها با هر که دوست می شوم احساس می کنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 19:13

کاش می دانستم بریده از کدام خاطر هستم . . .

شاید هنوز در خاطرم هست و . . .

نقش خود نمی داند ! . . .

 

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 19:13

شب قدر استغاثه برای انسان بودن ! نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ساعت 2:7 توسط هبــــــــــوط | آخرين مطالب » دمی با شیخ اجل » به نفس خویشتن» ارزش انسان» شب قدر » نیشتر» .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 19:13

دمی با شیخ اجل هر که دلارام دید ، از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص ، هر که در این دام رفت یاد تو میرفت و ما ، عاشق و بیدل بدیم پرده برانداختی ، کار به اتمام رفت ماه نتابد به روز ، چیست که در خانه تافت سرو نروید به بام ، کیست که بر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 19:13

اگر بدانيد همه چيز در تغيير است، به هيچ چيز دل نمي بنديد. اگر از مرگ نهراسيد، چيزي نيست كه نتوانيد به دست آريدش. سعي در تسلط بر آينده مانند اين است كه بخواهيد يك شبه، استاد نجّاري شويد ! وقتي ابزار نجّاري را در دست داريد، ممكن است حتي دستتان را قطع كادامه مطلب

برچسب: حکیمانه, نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 5:26

او ( ابراهیم ادهم ) پادشاه بلخ بود. ابتدای حال او آن بود در وقت پادشاهی، كه عالم زیر فرمان داشت، و چهل سپر زرین در پیش و چهل گرز زرین در پس او میبردند . یك شب بر تخت خفته بود. نیم شب، سقف خانه بجنبید .چنانكه كسی بر بام بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 5:26

این روزها اینگونه ام ، ببین ! دستم چه کند پیش می رود ، انگار هر شعر باکره ای را سروده ام پایم چه خسته می کشدم گویی کت بسته از خم هر راه رفته ام تا زیر هر کجا حتی شنوده ام هر بار شیون تیر خلاص را ای دوست این روزها با هر که دوست می شوم احساس می کنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 5:26

شهر نیمه هشیار و من خواب زده بیدار ! سکوتی سرد همهمه ای گنگ خوابی آشفته . . . شهر و شب ، من و . . . تنهایی پ . ن : نیمه شب های زمستون روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 5:26

کاش می دانستم بریده از کدام خاطر هستم . . .

شاید هنوز در خاطرم هست و . . .

نقش خود نمی داند ! . . .

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ساعت 1:26 توسط هبــــــــــوط |

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 5:26

گاه یک سخن

نیشتری بر قلب است

بی آنکه بدانی . . .

برچسب: نویسنده: متین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی